حالم بده!

حال بد را همه‌ی ما تجربه کرده ایم و می‌کنیم. گاهی انقدر حالمان بد است که فکر می‌کنیم:

هیچ وقت تمام نمی‌شود.

هیچ کس دیگری، ممکن نیست چنین حالی راتجربه کرده باشد.

برای آن، کاری نمی‌شود کرد.

حال بد، واقعی است. چون اتفاقات بیرون از ما، همیشه مثبت یا معمولی، نیستند که هیچ، بلکه، گاهی اوقات، بسیار هم منفی اند. بنابراین، طبیعی است که فکر کردن راجع به آن ها، حال ما را به طرزی منفی، تغییر دهد. از اتفاقات بیرونی منفی گذشته، در درونمان نیز هر لحظه افکار زیادی وجود دارد که بعید نیست که بسیار هم منفی باشند و ما صرفاً به خاطر افکارمان، بدحال باشیم. مثلاً همه‌ی اتفاقات منفی را مرور کنیم، بر منفی ترین حالات ممکن انگشت بگذاریم و نیز برای آینده نیز، منتظر رویدادهای منفی باشیم.

حال بد یعنی چه؟

حال بد، به تجربه‌ی یک یا چند احساس منفی همزمان گفته می‌شود. دو نفر ممکن است حالشان بد باشد ولی یکی مضطرب و دیگری نا امید باشد. خوب است که به جای گزارش یک احساس کلی، نبض احساسی خودمان را بگیریم و از خودمان بپرسیم، دقیقاً چه احساسی دارم؟

غمگینم؟احساس نا امنی می‌کنم؟راجع به چیزی نگرانم؟ عصبانیم؟نا امیدم؟ احساس درماندگی می‌کنم؟ شک دارم؟ خجالت می‌کشم؟ احساس حقارت می‌کنم؟ از چیزی متنفرم؟دقیقاً چه چیزی؟

در قدم بعدی از خودتان بپرسید چه چیزی به من، احساس مثلاً نا امیدی می‌دهد؟ چرا احساس نا امیدی می‌کنم؟ این سوال جوابی دارد. مثلاً: ” همه چیز بد پیش رفته”، ” هیچ چیز، درست نمیشه”، ” این رابطه درست شدنی نیست!”و …

این فکر شما دو حالت دارد: یا واقع بینانه است و حکایت از یک مشکل واقعی دارد و راه حل می‌خواهد یا این که صرفاً فکر شماست ولی واقعیت با آن، متفاوت است.

بنابراین ابتدا بایستی:

ابتدا فکرتان را چک کنید. آیا مطمئنید که این فکرتان واقع بینانه است؟ چیزهایی را از قلم نینداخته اید؟ تند نرفته اید؟ بر جنبه های منفی ماجرا متمرکز نشده اید؟

ممکن است در همین نقطه متوجه شوید که فکرتان، کاملاً واقع بینانه نیست و لازم است در آن، تجدید نظر کنید.

در نظر داشته باشید که همه ی ما راجع به فکرهایمان خیلی مطمئن هستیم. حتی گاهی تعصب داریم و دوست نداریم تغییر کند به حدی که حتی برخی اوقات، اگر قرار باشد مثبت‌تر هم شود، ترجیح می‌دهیم همان منفی باقی بماند ولی فکر نکنیم اشتباه می‌کرده ایم. مراقب باشید در این دام نیفتید. در دام این که به هر قیمت شده، فکر خودتان را تایید کنید.

اگر از این قسمت رد شدید و مطمئن شدید که فکرتان واقع بینانه بود، یعنی اوضاع و شرایط، همان قدری منفی است که شما فکر می‌کنید، در این جا، لازم دارید که برای مشکل به دنبال راه حل های عملی بگردید تا بیش از این، ادامه پیدا نکند و رنج آن نیز در شما تداوم نیابد.

کارهای زیادی برای هر مشکل می‌توان انجام داد و مشکلات کمی در دنیا هستند که هیچ راه حلی نداشته باشند. مراقب باشید که ناامیدی، شما را در دام دیگری نیندازد. چه دامی؟ این که فکر کنید کاری نمی‌شود کرد. اگر بشر می‌خواست باور کند که “کاری نمی شود کرد”،  دنیا انقدر پیشرفته نمیشد، مشکلات شخصی زندگی شما که جای خود دارد!

واقعیت این است که در بیشتر مواردی که حالمان بد است، یا فکرمان چندان واقع بینانه نیست یا برای مشکلمان کاری نکرده ایم، یا ترکیبی از هر دو! یعنی بخشی از فکرمان ایراد دارد و برای بخشی هم که به واقع، مشکلی وجود داشته، کار خاصی نکرده ایم یا حتی به رفتارهای اشتباهی دست زده ایم که مشکل را بیشتر کرده است.

بنابراین لازم است از صندلی ناامیدی و قربانی بودن بلند شویم و برای این زندگی، کاری کنیم. اگر به اندازه‌ی کافی، تفکرمان، واقع بینانه باشد و برای مشکلات، فعالانه اقدام کنیم، تجربه‌ی حال خیلی بدمان، دیر به دیر خواهد بود و منوط به شرایطی خواهد بود که تصادفی و در بیشتر مواقع، خارج از کنترل  باشند. به افکارتان و راه حل هایتان نگاه مجددی بیندازید. اگر به اندازه‌ی کافی پیگیر و دقیق باشید، می‌توانید تغییراتی ایجاد کنید. حتماً لازم است که اطلاعات و آموزش خودتان را بالاتر ببرید تا افق جدیدی پیش رویتان باز شود. این اندازه از دانش الان شما تا همین جا به شما کمک کرده است و برای بهتر عمل کردن، به دانسته ها و فعالیت های جدیدی احتیاج دارید. اگر فکر می‌کنید به تنهایی از پس این تغییرات بر نمی‌آیید، حتماً کمک حرفه ای دریافت کنید.

نویسنده: دکتر سحر عرب پور، روانشناس و رواندرمانگر بالینی، مرکز مشاوره چیمگان

مقالات مرتبط:

افکار منفی!

آدم خوب، آدم بد

چیزهایی که شاید راجع به روان درمانی ندانید!

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *